از راه منطق است كه ثابت می کنيم ، ولی با شم و شهود است كه كشف میكنيم
به سختی می توان كسی را كه عاشق پژوهش است ، از كتاب خواندن بازداشت
پژوهش بی آنكه خستگی بشناسد ، از پی قانون ، علت ، چرا و چون ، می كوشد و می پويد
درك هيچ چيز دشوارتر از درك طنز نيست ، هيچ چيز كشف ناكردنی تر از طنز نيست
هر پژوهشگر ، در اينكه چه را در می يابد و چه را در نمی يابد ، به روشنگری می رسد
تنها راه كشف محدوده و مرز ممكن ها ، وارد قلمرو ناممكن ها شدن است
در درون هر انسان ، سرزمينی كشف نشده و يك معدن طلا وجود دارد
همواره انديشه های تازه وجود دارند كه بايد كشف شوند
همه چيز كشف شده است ، مگر چگونه زيستن
